ابراهيم عاملي ( موثق )

220

تفسير عاملي ( فارسي )

داستان همان پيدايش تاريخ يهود باشد كه متجاوز از پنج هزار و هفتصد سال مىشمارند . و آنچه مورد نظر ما هست اهميّت اين داستان است كه در اين مدّت بشر را به خود جلب كرده است آيا علَّت آن چه بوده است ؟ شايد : مهاجرت يك تيره ى نامى يهود بسرزمين پر نعمت مصر بواسطه ى همين سرگذشت پر محنت يوسف و يعقوب بوده است كه دنباله ى آن پيدايش موسى و تورات است و افتخارات يهود و موجب تثبيت آن در تورات شده است كه قرآن هم به همين جهت آن را به صورت احسن القصص يادآورى كرده است و پايگاه داستانهاى عشقى و پند و عبرت و تربيت شده است و تا اكنون و آينده ى نامعلوم مجال كنجكاوى و ابراز احساس نويسندگان و گويندگان است . 2 - آيت 6 « لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ » تا آخر راهنمائى است بپند گرفتن از كار ديگران و توجّه بخاصيّت نفسانى حسد و خودخواهى آدمى اگرچه پيغمبر زاده باشد ، چنان كه در آيت 8 گفته شده است قضيّه ى يوسف و برادرانش نشانه هائى است براى مردم چون كه ده نفر جوان پيغمبرزاده و مشهور و با شخصيّت فقطَّ بواسطه ى خوابى كه يك بچه نقل كرد اوّل او را در نقل خواب تصديق كردند ، بعد مقهور واهمه ى خود شدند كه اين خواب درست است و نشانه ى برترى او است از مادر نزد پدر . در مرتبه ى سوّم تصميم گرفتند بر انتقام آن هم نسبت ببرادر و سپس اقدام كردند به آن كارها . هر يك اين حوادث خود نشانه ى بيچارگى انسان است كه هر كس در برابر احساس و خواسته ى خود تا اين اندازه زبون است و بايد هميشه در كوچكتر گفتار و كردار مواظب خود باشد . 3 - در آيت 9 جمله ى « إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ » نشان ميدهد طرز قضاوت آدمى را كه هر چه بسود خودش نيست زشت است و گمراهى با اينكه عطوفت پدرى در دوران كودكى لطيف و رقيق است و در دوران بعد به صورت جدّ و شخصيّت و ارزش فرزند در نظر پدر است و اين خود از كمالات بشرى است كه در دوران اوّل با حيوان در اين خاصيّت شريك است كه موجب بقاى نسل است و در دوران بعد وسيله ى